قلب آشنا

 

این دل گمگشته ام صید شکار الفت است

گر بَود قلب آشنا سنگ مزار وحشت است

 

دل چو آرایش پذیرد خصلت حور بهشت

ور بَود اوصاف دوزخ در شرار دهشت است

 

حلقه زن بر گیرد دل بهر طواف صاحبش

نقش صورت رمز آن، شب زنده دارعزت است

 

گر زند خنجر بدل بی التفاتی های دوست

پاس ناموس وفا، مشت غبار غیرت است

 

ناکسان هرگز ندانند، قدر دلهای صفا

رحم و شفقت زینت دل ، غمگسار رحمت است

 

دل اگر افسرده شد ،پیچیده باید درکفن

مرده ها هر چه عزیز اند، در کنار تربت است

 

تا بتابد نورحق اندر ورای دل چنان

زنگ را از دل زدودن، در شمار طاعت است

 

نیست ممکن با حسد در جمع شیطان زیستن

بغض و کینه چون عزازیل، از تبار ذلت است

 

از خدا خواهم که مسًون ماندَ این دل از ریا

تا کند زرغون طوافش یک هزار دولت است

می ۲۰۱۰

لینک