بنام آنکه ما را زندگي داد

دوستان همدل و همزبان را سلام و سلامتی باد!
مدت مدیدی در سفر بودم و از لطف عزیزان دور.شکرانه ٌ الهی نفس میکشم و زنده ام هنوز ، در حقیقت کهنه درد های دیرینه سلامتی را قدری تضعیف نموده است. بالخصوص مرگ ِ یاران و همنفسان بیشتر افسرده میسازد. مرگ نا بهنگام مرحوم محمد عاقل بیرنگ کوهدامنی را به فرهنگیان ، شاعران و ادیبان ، خصوصآ بفامیل محترم شان تسلیت عرض نموده از خداوند بزرگ (ج) استدعا دارم تا جنت برین را نصیبش نماید.انالله و انا اليه راجعون  ، هر چه حکم خداست همان میشود.

مرگ غربت

از هـجـوم کـلـفـت ايــام مــن دل تـنـگ شـدم
با خود و با سرنوشت و سيرتم در جنگ شدم

خسته و افسرده و غـربت نشين در ملک غير
در ديـار فـيـض بـار تـاجـکان فرهـنـگ شدم

يـک زمــان آواز گــرم آشــنـا آمــد بـگـوش
از قضـا هم سـاغر و همصحبت بيرنگ شدم

عـاقلش گـفـتـند و کـوهـدامـن زمين مرد خيز
در تــلامـذ بـا خـلـيلـي نغـمـه وآهـنگ شـدم

شعر میگفت در غزل سـر دفتر عـشاق بود
از کـلامـش از پیامـش پــای بنـد ننگ شدم

گه خندیدیم و گه چون طفل مادر مـرده ای
گریه ٌ حانسوز کـردیم آنچـنانی منگ شـدم

عاشق میهن بود و عاشـق حـسن و جمــال
در عـلایق در خلایـق نغز تـنـگاتـنگ شـدم

همنشین با اهل معنی سرنگون دشـمن کنـد
دامن غفـلت بـچـیدم نامـه ٌ اورنــگ شـدم

این زمان پیک اجل نـیرنگ برد ازپیـش ما
عاقل بیرنگ خفت و محو این نیرنگ شدم

بس که تنگ آمد برایـم قافیه زرغون چنان
منزل آسودگی از ما بصد فرسنگ شــدم

محمد ابراهيم زرغون

15.12.2007
ناروی

/ 8 نظر / 6 بازدید
انجیلا پگاهی

سلام استاد گرامی ، عرض تسلیت واقعن ضایعه جبران ناپذیربست و جامعه ِ فرهنگیی ما داغدار مرگ این بزرگمرد ِ سخنسرا ست. روحش شاد و یادش گرامی

عزيزه عنايت

استاد بزرگوار و محبوب وطن سلام ! مرگ بيرنگ کوهدامنی را تسليبت عرض ميکنم خداوند روح شا نرا شاد و جا يش را فردوس برين نصیب کند . همچنان صحت و سلامت برای وجود مبارک خودشما که فــــــیـض و بـــرکت در جمع فرهنگيان افغان زمين هستيد .. خداوند شما را طول عمر نصيب کند.

حاجی امين الله حسنی

سلام عليکم: حاجی صاحب بزرکوار. حاجی امین الله هستم(عمر) از افغان استان. امید وار هستم که صحت و سلامت باشید با تمام فامیل. بار اول هست که به اين دنيای پرنور شما قدم گذاشته ام. نمی دانم چه و از گجا شروع به نشوتن کنم. اول تر از همه:؛؛ مرگ بيرنگ کوهدامنی را تسليبت عرض ميکنم خداوند روح شا نرا شاد و جا يش را فردوس برين نصیب کند... حاجی صاحب: من هم دوست دارم شعر بنویسم اما نمیدانم از گجا شروع کنم.. به کمک شما نیاز دارم. اومید که کمک ام کنید. دوستدار شما . حاجی امین.

قلم ياز

سلام و باعرض تسليت به شما و تمام اديبان وفرهيختگان .

خيبر

سلام دوست خوبم اميد شادمان باشی با نوشته ای ناچيز منتظر نظر شما هستم با محبت

داکتر سيما فقيری

سلام جناب محترم زرغون صاحب! شعر تان را خواندم زيبا بود. به وبلاگ من هم سري بزنيد که تازه واردم. با حرمت

صابر

سلام خدمت الحاج صاحب. بنده هم به نوبه خود به شما و تمام فرهنگيان تسليت عرض مينمايم. روحش شاد و راهش پر رهرو باد.

وطندار

جاجی صاحب عزیز در پنا حضرت حق باشید در اشعارتان درد زیاد است امیدوارم همیشه دامن کلام تان پر فیض باشد