بنام خداي رب العالمين(ج)

Eidlogo.jpg


  اين فطر و همان اضحي

عــيـــد آمــد و عـيـــد آمد آن عـيـد سـعـيـد آمـد

پــيـــغـــام نــويـــــد آمـــد بـــــادا مــبـاركــبــاد

بــر خـوان هـمـه مسـلـم فيض و طرب و تسليم

چـــون نـقـــل و نـبـيـــد آمـــــد بـادا مـبـاركـبـاد

هــــر كـيـنـــه ً ديـــريـنـه جـرم است ز پـاريـنـه

عــتـــاب ِ شــديـــد آمـــد بــــادا مــبـــاركـــبــاد

هر ساز و صداي خوش، بزميست نواي خوش

چـون عـفـو و بـخـشـيـد آمـد بــادا مـبـاركــبــاد

ايــن فــطـر و هـمـان اضحي معـنيست ترا پيـدا

پـيـمـان ِ خـورشـيــد آمــد بــادا مـبـــــاركــبـــاد

رويـــاي حـقـيـقـــت را تـسـلـيـــم ز ابـــراهـيــم

اســـمــاعــيـل شــنــيــد آمــد بـــادا مــبـاركـبـاد

فــرمـــان خـــدا آزمـــون قــربـان خـدا گـشـتـن

آن دوســـــت ِ بـعــيــد آمـــد بــــادا مــبـاركـبـاد

در راه خــــدا حــســـيـن بـبـريد سـرش از تــن

خــــون غـــرقـــه شـهـيـد آمــد بـادا مـبـاركباد

هــجــران وطــن هــردم ســـوزد دل پـــر دردم

يـــك صـبــح جـديـــد آمـــد بـــادا مــبـاركـبــاد

حـــلال هـمــه مـشـكـل تـفـهـيـم و تـفـاهـم شد

در گــفــت و شـنـيـد آمــد بــادا مـبـــــاركـبــاد

/ 9 نظر / 14 بازدید
مهرانگيزساحل

سلام وگرمترين تبريکات صميمانه برای پدر گرامی ما محترم جناب زرغون وتک تک فاميل دوستداشتنی شان بمناسبت ايام عيد خجسته فطر ! عبادات ... وآرزوهايتان بدرگاه الهی قبول ومقبول بادا!!! مهرانگيز

رضا

سلامی به گرمای خورشيد به آن ارجمند. اين ايام نيک را به شما و خانواده بس مهربان تان تبريک عرض مينمايم. از خدای کريم صحت مندی و سلامتی بر شما و خوانواده مهربان تان را خواستارم. از بارگاه خدای کریم آروزی صلح و دوستی بر تمام عالم را دارام. بدرود... رضا

پویا

زرغون گرامی سلام و آمدن عید مبارک باد ! شاد زی

فهیم

با ابزاز بهترین تمنیات و خلوص نیک.! نمیدانم از کجا آغار و به کجا اختتام بخشم، ولی تنها میدانم که با دیدن آن چهره که نور خداوندی در آن می درخشد، احساس خوشی مینمایم. به یاد دارم آن همه التفات بزرگوارانه را..، آن همه مهر برادرانه را..، و آنه همه تشویق و ترغیت دوستانه را که در کنارم نشسته و بزرگوارانه مرا تسلی میداد.. بلی، چهریی را میخواهم صحبت نمایم، التفات را که میخواهم بیان کنم همه و همه در وصف قلم بر دست، شاعر، خیرخواه، همدرد، وطن دوست، انسان دوست و صاحب نظر جناب زرغون صاحب که بر من چند مدت دور از دیار همه محبت را بخشید. خور را خرسند محسوس احساس میدارم چون میدانم که چند لحظه یی را صرف خواندن چند سطر که مملو از تمنیات و اخلاص بی پایان من است خواهند نمود. در پناه و عزت پروردگار باشد! فهیم - مخلص، برادر و فرزند شما از کابل...

با یک جهان پر از خلوص و یک سبد گل پر از محبت خدمت فرجاوند، ،صاحب نظر ،قلم بر دست و بزرگوار زرغون صاحب تقدیم است. پیام عیدی ام را با احترام فراوان خدمت شان و خدمت فامیل گرامی شان تقدیم میدارم.: عــيـــد آمــد و عـيـــد آمد آن عـيـد سـعـيـد آمـد پــيـــغـــام نــويـــــد آمـــد بـــــادا مــبـاركــبــاد. خیلی خرسندم با دیدن تصویر که نمایانگر اسلامیت، صداقت و محبت بی انتهاست..تصویریکه هیچگاهی از نظرم با آنهمه التفات پدرانه و بزرگوانه دور نخواهد شد... بیاد دارم آن چند سطر از شعر که آهنگ خوش به گوش میداد و اشک را باران گونه در من ایجاد میکرد، بلی همان شعر که برای مادر همهء ما یعنی مادر وطن سروده اند.... آی وطن دارم امید تا ماهی تابان بینمد.... از جناب حاجی صاحب تقاضا عاجزانه دارم تا یک بار دیگر همین شعر را در سایت بگذارند و بگذارند که مریدانش، علاقمندانش و فریفتگانش از خواندن آن لذت ببرنند تا الهامی از آن گرفته شعر گونهء بسرایند.. عید را بار دیگر تهنیت گفته از ایزد استدعا مینمایم که سایهء وجود شان از سر ما کم مباد! که انشاللله چنین باد! مخلص و دعاخواه شما فهیم از کابل..

الحاج محمد ابراهيم زرغون

عزيزان بهترينم مهرانگيز جان ساحل ، جناب محترم رضا ، جناب محترم پويا و ارجمند عزيزم استاد فهيم سلامهاي به تابش خورشيد و پرتو مهتاب حضور شما تقديم ميدارم. از حضور پرمهرتان يك جهان سپاس. ارجمند عزيز فهيم جان! اميد است معه فاميل گرانقدر تان در حفظ و امان پروردگار بي چون (ج) باشيد. با قدوم مباركت به اين كلبه فقيرانه نورافشاني و دُر فشاني كرديد. دور شدن شما همصحبت و همنفس برايم خيلي ملال آور، و آشفته خاطرم ساخت. ولي در عين زمان احساس خوشي و فرحت برايم دست داد كه جناب شما در آغوش پُر مهر وطن و آغوش گرم عزيزان خانواده ً با محبت خود تشريف برديد. باور كنيد كه در اين روز ها دوري وطن و بار غربت بردوش و شانه هايم خيلي ها سنگيني ، و آهسته آهسته قامتم را خميده و هر لحظه در اشك طوفزا غرقه ام ميكند. از چشمان زيبابين و زيباپسندت و از محبت هاي بي دريغ ات يك جهان سپاس ، ن خاك پاي همچو عزيزانم. فرمايش شما در مورد نشر آن غزل گونه ً (مهر وطن ) بالاي چشمانم. تحيات بي پايان مرا حضور فرد فرد خانواده فرهنگ پرور تان وسيله شويد. والسلام

فهیم از کابل! از کابل پر لطف...

نور افشانديد ! ..و چشمانم را چشمانيکه هيچگاهی نامنمون از همه التفات شما نبوده با اين همه الفاظ نیک روشن کردید. بار ديگر با يک جهان امتنان عرض ادب خدمت بزرگوار زرغون صاحب و همه دوستان فرجاونديکه همين لحظه وقت داده اند و چند سطر مملو از استدعا خير بر همه را به خوانش گرفته اند به تک تک شما تقديم ميدارم. مسافر بودم در ديار غير دور از وطن دورتر ار فامیل و تنهای بودم که خود ميدانستم و خویش!. بلی دوستان گرامی! چند سطری را ميخواهم تحت تحرير گيرم تا خود بدانيد که استند کسانيکه بدون هيچ نوع مرامی ياری ميکنند دوست ميدارند لطف میکنند و مديون ميسازند.. با جناب حاجی صاحب در يک نشت فاميلی معرفی شدم. سيمای وی که مرا فريفته خود ساخته بود نمايانگر همان اسلاميت و نيکخواهی بود که شنده بودم. هنوز دیری ار مسافری من در کشور ناروی نشده بود که با ایشان معرفی شده و گرویده آن اخلاق برخورد و سلوک گردیم که حس دوری از مادر و مادر وطن را از یاد بردم.... آن همه مهر را برایم پدرگونه بخشید که گویا مسافر نبوده و با فامیلم. چگونه فراموش کنم که نمیخواهم کنم....

فهیم از کابل..در امتداد متن ...

در امتداد متن قبلی.. ...و چگونه فراموش کنم که نمیکنم.! شعر عنوانی رمضان را که زرغون صاحب صاحب قلم به تحریر گرفتند ، این شعر رمضانی رمضان را بیادم آورد که بعد از ادای نماز زرغون صاحب اهل جماعت را معطوف به چند پند دینی نمود. بلی دوستان گرامی، شما که نیز اهل خرد و قلم استید خوب میدانید که مشکل است با اهل سخن از سخن گفت و استدلال نمود چون آن خرد و فهم در کار است که هر کس از آن برخوردار نیست. شاهد بودم که چگونه معلومات دینی ارایه میکردند و چگونه قانع میساختن..از آنجاییکه میدانستم زرغون صاحب شعر میسراید و آنهم با کیفیت متوقع و دید بلند، فهم شان در عرصه دین و آگاهی از آن مرا در خود فرو برد که برد...اگر گویم الفاظ کمی میکنند در وصف شان، دورغ نخواهم گفت. خوشبخت اند همهء آنهایی که فرزندانش اند، خوشبخت اند همه آنهایی که با وی اند و همه کسانیکه دوست ایشانند. مفتخرم از اینکه راهی بسوی کلبه دوستانه شان یافتم و با معرفی شان جهان مملو ار ممنونیت را برایم بخشیدن و با برخورد شان مرا مدیون برای ابد ساختن که خواهم بود

فهیم از کابل، با یک دسته گل سرخ و محبت سبز...

... تقاضای عاجزانه و پر از هیاهوی خلوص.! ( ای وطن دارم امید تا ماهی تابان بینمد) منتظرم عرض ارادت دارم م و نيايش خیر بر همه دوستان گران ارجيکه ميخوانند و مينويسند. با محبت سبز و گل های سرخ پر از لطف ابراز خلوص خود را به خواهرانم و مادر که مهر شان هیچگاهی از ذهنم بعید مباد اضهار میدارم. آنچنان انس گرفته ام با این سایت که حتادور از دست رسی به انترنت نیز به آن می اندیشم. (زنده گی بر من آواره چه منظر دارد ..اشک خونین جگرم چشمهء احمر دارد) با خواندن اين شعر اشکم برگ ريزان ريخت چون اين احساس را به نزديکی احساس کرده ام. دروری از يار و ديار و ياوران رنج برنده است، ولی این احساس را زرغون صاحب صاحبدل و خواهرانم هیچگاهی نماندند عمیقتر شود. با من مسافر چنان پیشامد کردند که گویا با مسافر از راه دور و آن هم مهمان یکروزه. نمیدانم چگونه از همه شان اضهار ممنونیت کنم چون بدین باورم که با استفاده کلمات از مدیونی به ایشان دور نخواهم شد. حلا که با ایشان از فاصله بهر ها دور حرف میزنم خود را در همان صالون و بالای همان کوچ مفشن احساس میکنم که مینشستم. خداوند با ایشان باد که حقا چنين باد! برادرک شما...