دوستان عزيز و همدل و همزبان را سلام و سلامتي بردوام نثار باد!
سروده ي ذيل در رثاي احمد شاه مسعود سپــــه ســــالار و قهرمان ملي افغانستان سروده شده.

 مرحوم مسعود سر تسليم به آستان اجانب و هيچ خود پرستي فرود نياورده جز به پيشگاه الهي سجده كنان زاري و تولي نموده  سينه ي مردانه را سپر دشمنان داخلي و خارجي وطن ساخته و رستمانه از ناموس وطن و تماميت ارضي كشور و ملت سرافراز افغانستان كه طول چندين سده ها از خود قهرماني ها نشان داد مدافعه نموده است.

چشمان ملت كورنخواهد بود و چشمان تاريخ هيچگاه بي نور و كم بين نخواهد بود و فراموش نخواهد كرد  كه مرحوم احمد شاه مسعود ايثارگر و فداكار وطن و نواميس ملي كشور بخون خفته ي افغانستان كه مانند اجداد دلير فاتحانه وارث آن مردان جانباز تاريخ استقامت كرده است.

مســـــعود از جهان رفــت ، فاتــــح و قهرمان رفـــت
سر را فداي دين كرد ، با دين و بـــا ايـــمان رفـــــــت

خــلــد برين مقــامش ايـــــزد دهـــــــد به نامــــــــــش
جنت سراي او باد ، با نـــام و بانـــشـــان رفـــــــــت

در عزم خود متين بود ، صدق و صفايش اين بــــــود
ســـــــر افسر امين بود ، سرخرو به نزد آن رفـــــــت

گـــلگون كـــفـــن قــبايـــش ، قـــرآن رهــنمــايــــــش
حمد خدا ثـنــايش ، چـــون حـــمد بر زبـــان رفـــــــت

مســــعود فــــاتــح دهـــر ، قـــرآن بخــوانــد از بـــــر
در رزم و پــايــمردي ، رســـتم چــو پـــهلـوان رفــــت

شــيــران بســـي شمــارند ، صف صف كشان گمارنــــد
ليكم فـــسوس بادا ، سردار پنــجــــــشـــيران رفــــــــت

آسايـــشــي نــداشت يـــكـــدم ، از بــهر كشور خـــــود
صد داغ آرزو داشــــت چون لالــــه در نــهان رفــــــت

عـــمري بـــه خاكــــساري ، دافـــع ايــن وطـــن بــود
پـــيمــود راه وحــــدت،  در ســـلك ســالكــــان رفـــت

تــــــاريخ نـــــــام او را زريــــن به خــــط گــلگــــون
بــــنوشـــــت بر ســـريـــري ، ســــــالار مردمان رفت

وصفش كند خلــــيلي در برگـــــزيده هــــــاي خونيــن
شــــاعر نبـــــود امـــا ، ســــلطــــان شاعران رفـــت

خـونين بَـــــود دل مـــن ، در ســــوگ و مــــــــاتم او
در سِلــك صــالحين بـــــاد شـــــهيد از ميـــان رفــــت

عــــزم و عنـــان كـــشـــور ، بر دست غيـــر فــتـــاده
وحــــدت كـــنيد سپــــه را ســــالار از مــــيان رفـــت

زيري لحــاف مــــردن مـــــن از خــــدا نخــــــواهــــم
چــون مرگ اين جـــوانمرد ، راه مجاهـــــدان رفـــت


فـــخـــرم بَود (زرغــــون) بر كارنامه هــاي اين مـــرد
صلح و صــفا شعـــارش ، چون تـــير از كمـــان رفت

  الحاج محمد ابراهيم زرغون

/ 19 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
dawod hakimi

من قبلا زرغون و شمس و فروزان و اسیه و...را می شناختم اما اینجا اتفاقی امدم فکر میکردم اینها فقط با اینکه در غرب زندگی دارند مرتجع اند.روزی که سایت نوشین ماهپاره هک شد نوشته بود زرغون خاین به ملت باورم نمی شد اما حالا این فقره هم تایید شد.زرغون شما به چه چیزی باور دارید؟ تنها چیزی را که من می دانم شما هم مثل مسعود به کشتن و میراندن باور دارید وگرنه با این بی شرمی تا این حد لباس مندرس مسعود را گل های سرخ بخیه نمی زدید

dawod hakimi

زرغون.. شما با چه بی شرمی جنایت های مسعود را کتمان می کنید؟ درست وقتی که مسعود گرفتار جنگ های داخلی و قدرت طلبی و خون اشامی بود طالبان به وجود امد یعنی جنگ ها و خون آشامی های مسعود عاملی بود برای به وجود امدن طالبان و فرصتی بود برای آِی اس آی پاکستان درچنین وضعی اگر مسعود بخاطر قدرت طلبی اش جنگید و با طالبانی که توسط اشتباهات خود مسعود به وجود امد ایا جنگ های مسعود توجیهی است برای قهرمان شدن وی؟ شما میلیون ها انسان بد بخت میلیون بیوه زن و اطفال بی کفش و بی لباس وطن را که نتیجه قهرمانی های مسعود بود با چه وجدانی فراموش کردید؟

dawod hakimi

مسعود قهرمان است اما قهرمان انسان کشی و یقینا از مسعود انسان های ستایش می کند که به انسانیت باورندارند بنا شما هم جنایت کارید بی وجدانید که تمام این جنایت ها را فراموش کردید...من به نام خودم می نویسم و نقاب بر چهره نمی کشم من داوود حکیمی ام انسان در زنجیری که شلاق های مسعود پشت من هزاران انسان ازاده دیگر را خونین نموده است ننگ بر مسعود و تف به صورت تمام انانیکه برچهره کریه مسعود نقاب رنگی می زند

واسع سرشار

درود و سلام بر بزرگوار محترم زرغون گرامي ! نامه ي به آدرس ايمايل تان فرستاده شد.با حرمت و ارادت.

ليلا احمدي

سلام و ارادت نثار قدم هاي استاد و شاعر بزرگوار محترم الحاج ابراهيم زرغون و خانواده فرهنگ پرور شان. خيلي دير به اداي حرمت رسيدم كه ازاين بابت پوزش ميخواهم. زندگي مملو از مشكلات است, دسترسي به انترنيت نداشتم تا جواي احوال شما گرامي قدر و فاميل محترم تان شوم. غزل هاي پر مفهوم و زيبا تانرا خواندم - هميش زيبا بيان و زيبا سرا بوده ايد. سلام هاي گرم جداگانه ام را به خانواده عزيز تان وسيله شويد. قبله گاه صاحب نيز سلام و ارادت تقديم ميدارند. ليلا احمدي

الحاج محمد ابراهيم زرغون

دوستان مهربان و عزيزالقدرم هريك محترم واسع سرشار و نور ديده ام مهرانگيز جان ساحل ، دوست عزيز و قدردانم محترم محمد ادریس بقایی قطره ، نور ديده ام خاطره جان عزيز و شــــــــاعره هاي پرافتخار و عزيزان باوقارم هريك زينت جان نور ، راحله جان يار و ليلا جان احمدي سلام هاي مملو از محبت ام را حضور شما تقديم ميدارم. همچنان هموطنان عزيزم كه اولين بار به اين كلبه ي فقيرانه با اسماي هريك( آشنا و جناب داود حكيمي) سلام هاي گرم مرا بپذيرند. قبلآ هم به تكرار حضور هموطنان عزيز خود بعرض رسانيده بودم كه اگر حرفي دارند، سوالي دارند، مباحثه و مناظره ً دارند در عقب كلوخ سنگر نگيرند و نقاب از چهره زيباي خود بردارند، با آدرس و نام اصلي وآدرس ايمل و يا تلفوني با هر نوع پرسش و مفاهمه آماده هستم. / روح پــــــــــدرم شاد كه ميگفت به استــــــاد / فــــرزند مرا هيچ ميــــاموز به جز عـــشـــق/ اخلاق اسلامي و تربيه و عشق و محبتم به انسان ، اجازه نميدهد كه الفاظ ركيك ، زشت و بدون ايمايه عفت قلم و زبان كه بآن كلمه ً توحيد ميرانم به شما جواب بگويم. فقط با هديه نمودن سخن حضرت امير علي همداني به هموطنان عزيز صبر و استقامت و هدايت از خداوند بي

dawodhakimi

با سلام اقای زرغون من يکی که خودرا نی مثل مجاهيدين ادم کش پشت سنگرسنگی خماندم ونه پشت سنگرهای پنبه های با قامت راست انتقاد نمودم ویقینا مسعود از قاتلین لایق درکشور بود اگر درمقابل روس جنگید تمام مردم پابرهنه ما بود اما دیدیم که مسعود و شرکایش به سبک بی شرمانه اش مردم مارا به فلاکت کشاند متنی را که قبلا نوشته ام اشکالی داشت؟ کلماتی محترمانه تری برای عملکردهای مسعود و ستایشگرانش در ادبیات ما موجود نیست.خونی را که مسعود نوشید درتاریخ ما بی سابقه بود جنگ های داخلی مسعود و چسپیدن به وزارت دفاع ننگی ابدی مسعود که باید به سبک دیپلماتیک اش حرکت میکرد اما مسعود کشت و کشت و حالا شما می کشید معلوم نیست مردم از زیز ساطور مسعود و امثال مسعود کی رهای می یابد

الحاج محمد ابراهيم زرغون

من خود شكسته خاطرم از جور روزگار / مشكن به سنگ حادثه پيمانه ي مرا / سلام و درود فراوان به شاعر عالي مقام جناب داود حكيمي! خوشحالم كه اولين بار با صفحه ً زيبا و اشعار دلنشين شما آشنا شدم. من هميشه به شاعران با درد و با احساس كشور عزيزم افغانستان ارج گذاشته ، خويش را پائين تر از ملتمذين ايشان ميپندارم. چنان كه نزد همگان مبرهن است ، كشور صلابت منيع افغانستان مجموع از مليت هاي تاجك ، پشتون, هزاره, اوزبيك , نورستاني و تركمن ها و هندوها ميباشد, حرف زدن, سخن گفتن و اظهار نظر و عقيده خود را ابراز داشتن, حق مسلم هر فرد يكي از اين مليت هاي عزيز كشور ما ميباشد. من در يك مورد با شما موافقم, كه هر فرد جامعه ما بائيست با قد استوار و صداي رسا, عقايد و نظريات خويش را ابراز بدارند، ولي به عقايد و نظريات يكديگر به چشم احترام بنگرند. ملت پشتون ما, ملت تاجك ما, ملت هزاره ما و همچنان اوزبيك هاي ما در طول زمانه ها با ريختن خون هاي پاك، استقامت و جانبازي در برابر دشمنان و اجنبيان از نواميس ملي و تماميت ارضي كشور و دين و آئين خود سرافرازانه دفاع نموده اند. شاعر برگزيده جناب حكيمي! سخن ها و درد دل ها به حد وافر وجود دارد كه اين ص

khatereh

سلامممممممممممممممم... اميد سالم باشيدشرمنده ی شما هستم اما شما هم که نیستید...امدم تا شعرهای زیبایتان را بخوانم و عرض ادب کنم شعرهایتان به زیبایی زیبایی زیبایی است گرچه شعرنویی نیست ولی شعرهای گذشته تان را دوباره مرور کردم همه یشان هنوز زیبا و جدیدبرای من هستند ..امید عرض ادبم را پذیرا شوید ...فروز عزیز و آسیه جان امید خو ب و سالم باشیدسلام گرمم را پذیرا شوید......قربانتان

احمدی

الحاج زرغون صاحب دانشمند پرتواناوشاعر عزيزسلام وخسته نباشيد واميدوارم که هميشه لباس ملی بتن داشته باشيد نه لباس فردی يابه عبارت دگر ازديدگاه جنايت کار ۱۳۷۱ الی ۱۳۷۴ برای هزار هاه اطفال یتیم وهزار هاه زنان بی سرپرست خودرا پرچم دار همچون فاجعه ها معرفی کنید اما من به شخصيت خودی شما احترام قايلم ولی اميدوارم که شعرشمافرياد هزارهاه اطفال یتیم وبیوه زنان این سرزمین راعدالت خواهش باشد نه اینکه زخم چندین ساله ایشان را نمک بیپاشد تشکر . انوراحمدی