عـــید است دلم بهر وطن میسوزد
در سوز و نوای خویشتن میسوزد
در غربت و تنهائی و هجران آتش
در ناز و هوای سیم تن میسوزد

عــید اســت دلم نغمه سرائی دارد
شــوق چـمــن و دیده گشائی دارد
تـــنهـایم و آواره و این عید سعید
صــبرم به ثـــمر جلوه نمائی دارد

 

شـب عید است جان مــن بـرایــت هدیه هــا اینــجا

شـب عید است جان مــن بـرایــت هدیه هــا اینــجا
بیــا از خــون ما کـــن دست و پای خود حـنا اینجا

بــه قربانــی اگر بــردند اســـماعیل و مــن قـــربان
به چشمانم نهید ســـرمه که چشمان است حیا اینجا

بدور کعبه چـون گــردی حـریم کعــبه خــواهــی شد
حقــیقــــت جســتجو میکــن درون دل خـــدا اینـــجا

به شیطان سنگ خواهی زد به نفس خود بزن ایـدل
لعیـــن بــر کبر خـــود لعنت بـکن چون کبریا اینــجا

گـــرت گنج و صفا خواهی بشوئید چهره از ایمــان
طهیــرو پـــاک و نـــورانی بجوئیـــد از صفا اینــجا

تو گر خـــواهی شِفـــای جمله بیـــماران در عـــالم
شـــفا اینــجا رضــا اینجا خـدا ایــــنجا دوا اینــجا

باین دل خانه کرده چون بنـا کـــرده بدســــت خــود
جـــنیدو بـــایـزید اینــجا  عــــلاج و دار ما ایـــنجا

باشـک چشـم و خـون دل نویسم این غزل (زرغون)
خدا بــخشد صـــحت شمــس مرا از صـد بـلا اینجا

الحـاج مُـحـمـد ابـراهـیـم زرغـون

/ 5 نظر / 6 بازدید
کریمه ملزم

شاعر گران قدر وطن محترم حاجی صاحب سلام و ارادت نثار شما باد . والان فرا رسیدن عید سعید را به شما و از طریق شما به تمام اعضای فامیل نجیب تان تهنیت میگویم و تمنا ی آنرا دارم که همیشه عید را درخانه های خود داشته باشید ثانیان شعر بسیار زیبا و متصوفانه ره پیمود راه خداوند بینیاز را به خوانش گرفتم و روح و روانم تازه گردید بهروز باشید برادر عزیز .[گل]

وطندار

محترم حاجی ضمن ابراز احترام خدمت شما و خانواده گرامی تان باید بگویم که بلاگ ىر محتوای دارید امیدوارم خداوند عمر طولانی به شما نصیب کند

وطندار

حاجی صاحب عزیز بزرگوار در پناه خدا باشی دوبیتی های عیدانه تان فشنگ بود خواندم لذت بردم البته اولی زیبابود تنها اخیر قسمت آیا قصد مسوزد را میسوزم ساخته اید یا در تایپ اشتبا شده است به هر صورت خیلی مخلصم

الحـاج مُـحـمـد ابـراهـیـم زرغـون

عرض سلام و اظهار خوش امدید به عموم دوستان و انهای که یادی از من حقیر فرموده بودند دارم. نسبت پاره های معاذیرمدت هاست از خدمت دوستان وعزیزان همدل و یاران قدردان در ورای ابرهای تیره قرار گرفته بدورماندم. برف پیری ایام را سرد و فسرده نموده است همچنان در ادای فرض خدمت به فرزند معلول و ناتوان ناتوانترم ساخته. سپاس مرخدای یگانه کهاز دولت صحت برخوردار هستم. همچنین از خواهر با دیانت و شاعره گرامیقدر کریمه جان ملزم که با قدوم مبارک شان بر من منت گذاشته اند یاداوری تنایم و همچنان از وطندار عزیز و گرانقدر که با الفاظ نیکو ذره نوازی کرده اند و من ناچیز را به نوازشگری نوازیده اند از نظریات نیکوو پسندیده شان بهره مند شدم اظهار شکران مینمایم. بیتی از شادروان مرحوم استاد خلیل الله خلیلی را به عنوان تحفه بذرقه راه شان مینایم. وطنداردلیر من خدا بادا نگهدارت طلسم نخوت مزدور استعمار را بشکن تو چون یک مشت اهن شو سپس با قوت بازو دماغ دشمن مغرور مردم خوار را بشکن هزاره کیست پشتون کیست تاجک چیست ازبک چیست اساس فرقه سازی های استعمار را بشکن تو چونفرزند اسلامی شعارت نیست جز توحید ز محراب محمد (ص) پرچم کفار را بشکن

محمد ادریس قطره

با عرض سلام وحرمت! حاجی صاحب صحت وسلامت و دور ازگزند روزگار باشید دیری شده است که ازصفحه شما احوال نگرفته ام انهم به علت مشکلاتی که دامنگیر بنده بود. خدا را شکر گذارم که شماراصحت میبینم. ازصفحه زیبای شما خواندم و حظ بردم. بازهم سری میزنم خدا حافظ مخلص شما ادریس قطره